نخبگان سیاسی فارس به حل دمکراتیک مسئله ملی نمی اندیشند

در خطاب به آقای صمد دژبان

یونس شاملی

آقای صمد دژبان، انتشار "زمینه طرح پیشنهادی... برای حل مسئله ملی در ایران"، دامنهء بیشتری به بحث در این خصوص دامن میزند. بعد از مطالعه این پیشنهاد شما به نظرم رسید که چند خطی در این باره برایتان بنویسم.

من با بعضی از مفاهیمی که در متن نوشته تان از آنها استفاده کرده اید، مثل "جریانات سراسری" و یا "جریانات سراسری دمکرات" موافق نیستم. استفاده از این مفاهیم در شرایط کنونی با واقعیت همخوانی ندارد. وقتی هر نیروی سیاسی در منطقه خود (آذربایجان، کردستان، بلوچستان، عربستان، فارس یا فارسستان و...) فعالیت میکند، و این نیروها حتی در تضاد با همدیگر نیز قرار دارند، اصطلاح " نیروی سراسری" دیگر معنی ندارد. نیروهای سیاسی یا تعلق به ملت فارس در فارسستان هستند و یا متعلق به ملت کرد در کردستان هستند و یا متعلق به ملت ترک در آذربایجان هستند و الآخر. شاید بعد از تشکیل دولت فدرال مورد نظر شما، نیروهای هم فکر در دولتهای ایالتی (مثلا سوسیال دمکراتها) با همدیگر متحد شوند، در چنی شرایطی یک نیروی سیاسی سراسری ایجاد میگردد. اما استفاده از این اصطلاح در شرایط کنونی این شائبه را دامن میزند که گویا نیروی سیاسی آذربایجان و یا کردستان نیروی سیاسی بومی و نیروی سراسری یک نیروی سیاسی ملی است و این به نابرابری در عرصه روان شناسناسانه و حتی سیاسی میان نیروهای سیاسی موجود دامن میزند. "سراسری" خواندن یک نیروی سیاسی از سویی بدین معنی است که گویا این نیروی سراسری بخشا منافع خلق ترک و یا دیگر خلقها را نمایندگی میکند. در صورتیکه ابدا چنین نیست. درست است که ترکها در این تشکلها عضویت دارند، اما خط فکری، مسیر حرکت و آمال سیاسی این گروهها در راستای منافع ملت فارس در ایران سازمان یافته است و نه در سمت و سوی منافع ملتهای غیرفارس. وگر نه شما هم طرحی برای حل مسئله ملی ارائه نمیکردید. حتی به نظرم اصطلاح "نیروی سراسری دمکرات" را نیز نبایستی مورد استفاده قرار میگرفت. کدام نیروی دمکرات؟ چه خوب بود حتی یک شخص و یا یک حزب را که مشخصه دمکرات را دارد برای خوانندگانتان معرفی میکردید. اما میدانید که تقریبا غیرممکن است که شما بتوانید اسم یک گروه سیاسی را نام ببرید که دارای ماهیت دمکرات باشد. همین که هویت ملی ملت ترک، کرد، بلوچ و عرب و... در آذربایجان و کردستان و عربستان (اهواز) از سوی این گروههای سیاسی به رسمیت شناخته نمیشود خود فریادگر غیردمکرات بودن آن گروهها و شخصیت هاست.  در جایی از این نوشته بخشی از تشکلهای سیاسی در آذربایجان را پان ترک خوانده اید، اتهامی که بسیار مشکل است بتوانید برایش مثال بیاورید. این در حالیست که رد پای جریانات نژادپرستی چون سومکا و یا حزب شناخته شده پان ایرانیست را در میان احزاب فارسی، در نوشته تان نمیتوان یافت.

 

بنابراین از مقدمه و ماخره نوشته شما که بگذرم، با تمامی بندها بجز یک مورد با شما موافقم. اینکه شما از سوی ملل غیر فارس و بدون رای آنها، حقوق ویژه ایی به زبان فارسی قائل شده اید و آن را تنها زبان انحصاری و ارتباطی در ایران معرفی کرد اید، موافق نیستم. حداقل دمکراتیسمی که خودتان مطرح کرده اید و بویژه شعاری که نخبگان سیاسی فارس در خصوص دمکراسی مطرح میکنند، ایجاب میکند که هیچ حق ویژه ایی برای کسی و یا ملتی قائل نشویم و تمامی موارد حقوقی در تمامی عرصه ها را به رای و انتخاب مردم واگذار کنیم. بهتر میبود، حداقل برای فاصله گرفتن از شیوهء رفتاری دو نظام شاهنشانی و جمهوری اسلامی که زبان فارسی را بطور انحصاری به عنوان زبان رسمی و ارتباطی مورد استفاده قرار داده اند، طرحی متفاوت را و از آن جمله پیشنهاد  دو زبان ارتباطی و سراسری (فارسی و ترکی) را در کنار رسمی شدن تمامی زبانها در مناطق خودشان، با مردم در میان میگذاشتید و طلسم انحصارگرایی زبان فارسی را که صدمات جبران ناپذیری به زبانها و فرهنگهای غیرفارسی در هشتاد و اند سال گذشته وارد کرده، را در نظام آموزش پیشنهادی تان می شکستید.

 

سخن پایانی

طرح پیشنهادی شما قبل از همه درس بسیار خوبی برای خود شما در ارزیابی جامعه سیاسی فارس خواهد بود، جامعه اییکه خودتان آنها را در متن پیشنهادیتان "دمکرات" (نیروهای سراسری دمکرات) نام نهادید. درس بزرگ دوم برای همه فعالین ملی در آذربایجان، کردستان، بلوچستان، منطقه عربی الاهواز، ترکمن صحرا و...  و برای باز شناسی آن نیرویی است که شما آن را نخبگان سیاسی جامعه فارس نام نهاده اید. سومین نتیجه حاصل از انتشار این پیشنهاد از سوی شما، واکنش نخبگان سیاسی در قبال پیشنهاد شماست. این واکنش، خود پرداختن به راهکارهای تازه را در پیش روی نیروهای سیاسی متعلق به بلوک سیاسی ملیت های غیرفارس قرار میدهد. به عبارت دیگر وقتی این پیشنهاد شما در میان جامعه سیاسی فارس بی پاسخ  بماند، شکل و شیوه دیگری برای پیشبردن این جنبش ها بایستی در پیش گرفته شود. تصورم بر این استکه در میان جامعه سیاسی فارس چه احزاب و چه شخصیتهای آنها کسی را نیابید که به بند اول پیشنهاد شما لبیک بگوید. این در واقع افلاس آن دمکراتیسمی استکه شما به مثابه یک مدال به آنها تقدیم کرد اید.

 

شجاعت، صمیمیت و اراده معطوف به عمل شما برای طی کردن راهی کم هزینه جهت رسیدن به آرمانهای انسانی و دمکراتیک برای خلق ترک و دیگر خلقهای ساکن در ایران قابل تقدیر است.

Yunes.shameli@gmail.com

20130424

 

RSS 2.0