تجربه شیرین همه پرسی استقلال در اسکاتلند

یونس شاملی
به نظر میرسید که اعلام  زمان همه پرسی استقلال اسکاتلند  تنها طرفهای درگیر در مسئله را (اسکات ها و انگلیس ها) به موضع موافق و یا مخالف بکشاند، اما این همه پرسی آکتورهای زیادی را در خارج از انگلیس و در سطحی بین المللی فعال ساخت و به جدلهای فکری و سیاسی دامنه داری راه برد. نخبگان سیاسی فارس و فعالین سیاسی متعلق به ملتهای غیرفارس (ترک، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و ...) در ایران نیز با حدت و شدت قابل توجهی به استقبال رفراندوم استقلال رفتند، باوجود اینکه مواضع این فعالین در قبال رفراندوم استقلال در تخالف با همدیگر قرار داشت. فعالین سیاسی فارس یا فارس گرا (ایران گرا) از مواضع دولت انگلیس حمایت میکردند و بشدت مخالف استقلال اسکاتلند بودند و فعالین سیاسی غیرفارس در ایران تماما جانبدار رهبران اسکاتلند بودند که استقلال اسکاتلند را هدف این همه پرسی تعیین کرده بودند.
همه پرسی با رای 55.3 درصد مخالفین استقلال در مقابل 44.77 درصد موافقین استقلال به پایان رسید و مخالفین استقلال از نظر حقوقی موفق شدند اسکاتلند را در ترکیب دولت بریتانیا حفظ کنند. اما این تمام ماجرای همه پرسی استقلال اسکاتلند نیست و نمیتواند باشد.  دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا پس از اعلام نتیجه همه پرسی در استکالتند سخن بسیار مهمی برزبان راند. وی گفت: "برگزاری همه پرسی تصمیمی مناسب بود زیرا نادیده گرفتن خواست برخی از مردم اسکاتلند برای ابراز نظر در مورد آینده سیاسی سرزمین خود، صرفا به معنی به تعویق انداختن یک مساله مبرم بود." (پایان نقل قول)

 

اگر قیل و قال ها را نادیده بگیریم و جنبه های شعاری بحث ها در خصوص همه پرسی استقلال اسکاتلند را کنار بگذریم، و نظری به عمق تاثیرات همه پرسی استقلال بیاندازیم، از سویی نتایج بسیار ملموس و مثبت آن را درمی یابیم و از سوی دیگر تاثیرات تاریخی و دمکراتیک این رفراندوم را  از نظر میگذرانیم.

مهم ترین دستآوردهای همه پرسی استقلال اسکاتلند را میتواند بصورت کوتاه چنین فرموله کرد؛

 

یک: طرح مطالبه استقلال اسکاتلند، از سوی نخبگان سیاسی آن، مسئله استقلال ملتها را به یکی از نرم های سیاسی امروز تبدیل کرد و مهر حقانیت حق تعیین سرنوشت خلقها توسط خود آنها را یکبار دیگر بر تارک تاریخ حک کرد. در عین حال همه پرسی استقلال نه تنها به موضوع روز تبدیل شد، بلکه این حق از جرم سیاسی بودن در کشورهای غیرپیشرفته (مثل ایران و...) خارج ساخت و آن را به سطح یک حق سیاسی ارتقاع داد.

 

دو: تصمیم دولت انگلیس مبنی بر برگزاری "همه پرسی استقلال اسکاتلند" تصمیمی در چارچوب حقوق و دمکراتیسم بود و همچنانکه دیوید کامرون میگوید، نادیده گرفتن خواست مردم اسکاتلند برای ابراز نظر در مورد آینده سیاسی سرزمین خود، صرفا به معنی به تعویق انداختن یک مساله مبرم بود. بنابراین تمامی دولتهایی که امروز حق همه پرسی را از ملتهای ساکن در داخل جغرافیاسی سیاسی آن دولتها محروم میکنند، مسئله مبرمی را (که همانا حق تعیین سرنوشت  ملتها توسط خود آنهاست) نادیده میگیرند و بدینوسیله زخمهای موجود در جامعه را عمق بیشتری میدهند. بنابراین تصمیم دولت انگلیس برای "همه پرسی استقلال" نه تنها تصمیمی بغایت دمکراتیک  بود بلکه درس بسیار گران برای دولتهایی بود که در جهت نابودی ملتهای غیرحاکم در داخل جغرافیای سیاسی خود عمل میکنند. دولت ایران یکی از نمونه های برجسته این نوع دولتهاست.

 

سه: عمده ترین فاکتور در همه پرسی استقلال اسکاتلند، با وجود اینکه دستیابی به استقلال بود، اما در اصل و اساس استقلال و یا عدم استقلال موضوع اصلی بحث نیست. بلکه مهمترین فاکتور در مقوله به نام مسئله ملی، به اجرا درآمدن "حق تعیین سرنوشت ملت" در اسکاتلند بود. همه پرسی استقلال در اسکاتلند 85 درصد مردم اسکاتلند را برای حق تعیین سرنوشت سیاسی خود به پای صندوقهای رای کشاند و موضع آنها را در قبال استقلال روشن ساخت. به بیانی دیگر مردم اسکاتلند این فرصت را یافتند که بر سرنوشت سیاسی خویش تصمیم بگیرند. همه پرسی استقلال خود نمود آن حقی استکه نتیجه اش را تنها رای مردم تعیین میکند، همچنانکه امروز نتیجهء آن روشن گردید.

چهار: واقعیت دیگر این همه پرسی این بود که 44.77 درصد مردم، حدود نیمی از آن، از بودن در چارچوب دولت انگلیس راضی نیستند و برای استقلال خویش از این کشور پای صندوقهای رای رفتند. آیا دولت انگلیس میتواند رای حدود نیمی از مردم اسکاتلند را به هیچ انگارد؟ رهبران سیاسی کنونی در انگلیس با گسترش استقلال خواهی مردم اسکاتلند پاسخ نسبتا روشنی به آن داده اند. نظامی سیاسی انگلیس، بعد از همه پرسی استقلال اسکاتلند، دیگر نمیتواند در ظرف کنونی خویش به حیات خود ادامه دهد. بلکه این کشور به تدریج به یک نظام غیرمتمرکز سیاسی تبدیل خواهد شد تا از این طریق، نه تنها اسکات ها، بلکه ولزها و ایرلندیها نیز از حقوق بیشتر از آن چیزی که تا کنون داشته اند، بهرمند گردند. به بیان ساده تر، انگلیس دیگر نمیتواند به شیوه قدیمی و متمرکز در آن کشور سیاست ورزی کند. تغییر نظام سیاسی به نظامی غیرمتمرکز در کشور انگلیس و شکل گیری یک دولت محلی نسبتا رادیکال با قدرت عمل بیشتر برای اسکاتلند  نیز نتیجه قطعی همه پرسی استقلال در اسکاتلند است.

 

پنج: همه پرسی استقلال اسکاتلند و حرکتهایی از این نوع در دیگر کشورهای جهان، هم شرایط  ذهنی خلق ترک در آذربایجان و ایران (و دیگر خلقهای غیرفارس) را در جهت آرمانهای ملی آنها تغییر میدهد و هم شرایط بین المللی را برای پذیرش چنین تغییراتی آماده می سازد و در عین حال امید و نشاط را در دل ملت هایی که در چنگال استعمار داخلی گرفتار هستند، می کارد و چشم انداز سیاسی را برای تغییرات دمکراتیک در آن کشورها با امیدواری قرین می سازد.  

Yunes.shameli@gmail.com

20140919




Namn:
Kom ihåg mig?

E-postadress: (publiceras ej)

URL/Bloggadress:

Kommentar:

RSS 2.0