تفاوت سیاستهای "تبعیض آمیز" و "دمکراتیک" کدام است؟ (2)


نقد نظرات مهرداد درویش پور در گفتگوی اخیر با ایران امروز

 آیا حقوق شهروندی میتواند تامین کننده حقوق اتنیکی در یک کشور باشد؟

 یونس شاملی

سایت "ایران امروز" تحت عنوان "نقش گروه‌های اتنیکی تحت ستم" با آقای مهرداد درویش پور به گفتگو نشسته است. آقای درویش پور در این گفتگو از سیاستی سخن گفته اند و آن سیاست را به مثابه "راه حل دمکراتیک" مسئله ملی و بی حقوق ملیتهای غیرفارس مطرح کرده اند. آقای درویش پور اسم این سیاست را "سیاست ضد تبعیض" می نامند و در گفتگوی مذکور بارها با تکیه بر این سیاست به بررسی مسائل مربوط به خلقهای غیرفارس در ایران میپردازد.

 

من در این سری نوشته ها سعی خواهم کرد ضمن نشان دادن تناقض ها و تبعیض های موجود در تفکرات آقای درویش پور را در قالب تفاوت سیاستهای "تبعیض آمیز" و "دمکراتیک" مورد بررسی قرار دهم.

******

دومین موردی که در این گفتگو بایستی به آن اشاره کنم، درهم آمیزی "حقوق فردی" و "حقوق جمعی" توسط آقای درویش پور است. درهم آمیزی که در عمل از سویی به دوام "تبعیض اتنیکی" کمک میکند و از سوی دیگر حتی حقوق شناخته شده در قوانین بین المللی برای ملتهای تحت ستم را به محاق برده و مانعی جدی در مقابل بیداری خلقها بوجود میآورد. در این نکته نیز، آقای درویش پور دقیقا بر ضد آنچیزی که اسمش را "سیاست ضد تبعیض" گذاشته اند، سخن رانده اند.

 

آقای درویش پور در گفتگوی خود با "ایران امروز" و برای رفع تبعیض علیه ملیتهای غیرفارس میگوید: " به باور من یک سیاست فعال ضد تبعیض اتنیکی و حتی برسمیت شناختن حقوق ویژه با هدف ایجاد شرایط مشارکت مؤثر و برابر برای همه‌ شهروندان کشور، در حفظ همبستگی ملی کلیدی است." پایان نقل قول

با وجود اینکه آقای درویش پور همچنان به "سیاست فعال ضد تبعیض اتنیکی" اشاره میکنند، اما همچنان سرانجام در فکر ایشان "مشارکت موثر و برابر همه شهروندان کشور" نقش کلیدی پیدا میکند. به بیانی دیگر "برابری شهروندان" یا "حقوق برابر شهروندی" از نظر آقای درویش پور نقش کلیدی در رفع تبعیض اتنیکی در کشور بازی میکند. من در ادامه به این پرسش خواهم پرداخت که؛ آیا واقعا حقوق شهروندی میتواند تامین کننده حقوق اتنیکی در یک کشور باشد؟ در پاسخ به این پرسش در خواهیم یافت که طرح آقای درویش پور علی رغم ظاهر آن، به اسمترار  تبعیض اتنیکی در کشور کمک خواهد کرد.

اما قبل از پرداختن به پرسش فوق، لازم میدانم  مورد دیگری را که آقای درویش پور عموما در مورد آن سخن میگویند، از نظر بگذرانیم. آقای درویش پور در نقل قول فوق به چیزی بنام "حقوق ویژه"،  بدون اینکه توضیحی درمورد آن داده باشند، اشاره کرده اند. پرسش اینجاست که، زمانیکه قوانین بین المللی درباره حقوق گروههای ملی و یا اقلیتهای ملی در درون کشورها سخن گفته است و ملتهای مختلف با توصل به این قوانین از اسارت آزاد شده و حقوق مشروع خود را بازیافته اند و دادگاههای بین المللی حتی در دهه اخیر با تکیه بر این حقوق به آزادی ملیتهای تحت ستم مهر تایید زده است، مطرح کردن "حقوق ویژه" (آنهم نامعلوم) به ابتکار شخصی یک فعال سیاسی چه معنی غیر از ایجاد شبهه و دور زدن حقوق بین المللی میتواند داشته باشد؟ آقای درویش پور یا حقوق بین المللی در مورد گروههای ملی و یا اقلیتهای اتنیکی را می پذیرند و یا با آن مخالف هستند. سخن گفتن از "حقوق ویژه" برای ملیتها در شرایطی که  قوانین و حقوق بین المللی در این باره تسریع دارد، چه معنی دیگری غیر از "بی یال و کوپال کردن قوانین و حقوق بین المللی" و یا دور زدن آن میتواند داشته باشد؟ پرسش مهم دیگر این استکه؛ آیا برای ملیت های تحت ستم (ترک، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و...) قوانین و حقوق به رسمیت شناخته شده بین المللی دارای اعتبار و قابل تکیه است یا ابتکار شخصی یک فعال سیاسی متعلق به ملت حاکم در ایران، (که امضای ایشان پای ارتجاعی ترین بیانیه علیه دو حزب کردی "دمکرات و کومله" و در واقع علیه ملیتهای غیرفارس را رنگین کرده است)  که جز دوام و قوام دولت- ملت تک ملیتی فارس (بعد از جمهوری اسلامی) فکر دیگری در سر ندارد؟ بایستی این پرسش را از آقای درویش پور پرسید که؛ آیا  ملیتهای تحت ستم، به جای قوانین و حقوق بین المللی، بایستی از نظر شخصی شما پیروی کنند؟  و یا درستر اینست که شما خود را مقید به قوانین و حقوق بین المللی در خصوص گروهها و اقلیتهای ملی بدانید؟  

 

آقای درویش پور درجایی از این گفتگو باز هم "حقوق برابر شهروندی" را به مثابه مبنای همبستگی مطرح کرده میگوید: " به باور من آنجائی که‌ حقوق برابر شهروندان مبنا قرار نگیرد مفهوم ملت و همبستگی ملی در معنای دمکراتیک آن ، یعنی «شهروندان آزاد بهم پیوسته‌ دارای حس تعلق مشترک درچهارچوب مرزهای جغرافیایی تعیین شده» نهادینه‌ نخواهد شد." پایان نقل قول

 

به بیانی دیگر، آقای درویش پور میخواهد بگوید که اگر "حقوق برابر شهروندی" را مبنا قرار دهیم، همبستگی ملی در معنای دمکراتیک آن نهادینه خواهد شد. به عبارت دیگر آقای درویش پور "حقوق برابر شهروندی" را برای رفع "تبعیض اتنیکی" و بقول ایشان "رفع تبعیض نژادی" کافی میدانند.

اما امروز به هر تعریف ساده و یا پیچیده ایی از حقوق شهروندی و حقوق اتنیکی که مراجعه کنیم، "حقوق شهروندی" معادل "حقوق فردی" یا "حقوق فرد درجامعه" است و "حقوق اتنیکی" معادل "حقوق جمعی" یا "حقوق جمع درجامعه" را نشان میدهد. بنابراین به همین دلیل ساده فوق که "حقوق شهروندی" ناظر بر حقوق فرد  و "حقوق اتنیکی" ناظر بر حقوق جمع است، نمیتوان با به اجرا درآمدن حقوق شهروندی (حقوق فردی)، حقوق اتنیکی (حقوق جمعی) را برآورد شده تلقی کرد. همچنانکه عنوان کردم "حقوق اتنیکی" منشاء جمعی دارد و در واقع حقوق گروه  یا گروههای اتنیکی، با معیارهای حقوق جمعی میتواند تامین گردد، در صورتیکه  منشاء حقوق شهروندی فرد یا افراد جامعه را مد نظر دارد.  بنابراین حقوقی که حوزه عمل آن فرد (حقوق شهروندی) است نمیتواند حقوقی را که حوزه عمل  آن جمع (حقوق اتنیکی) است تامین کند. تبعیض نژادی و یا ستم ملی در ایران و یا هر کجای دنیا، تبعیضی علیه گروه های اتنیکی و ملی موجود در کشور است و لذا چاره جویی آن را نیز بایستی در حقوق جمعی مستتر در منشور ملل متحد و منشور جهانی حقوق بشر، کنوانسیونهای الحاقی آن و... باز یافت.

 

شایان ذکر است که بدانیم "حقوق برابر شهروندی" نه تنها نمیتواند تامین کننده مسئله بی حقوقی گروههای اتنیکی در جامعه باشد، بلکه حتی با تکیه بر حقوق "برابر شهروندی" نمیتوان مسئله بی حقوقی زنان را نیز در جامعه حل کرد. حقوق برابر شهروندی همچنین قادر نیست، حقوق آن بخش از جامعه را که نتوانند رای (کمی) بیشتر از پنجاه درصد نمایندگاه مجلس قانونگذاری را با خود داشته باشد، حل کند، زنان، کودکان، معلولین، اقلیت های دینی، اقلیت های ملی و گروههای ملی، مسئله محیط زیست و حتی حقوق همجنس گرایان را که از جمله این بخشهای جامعه به حساب می آیند حل نماید. بنابراین علی رغم وعده های آقای درویش پور که "حقوق برابر شهروندی" را پادزهر تمامی دردهای جامعه تلقی کرده و "همبستگی ملی" را از آن نتیجه گرفته اند، نه تنها حقوق اتنیکی (حقوق جمعی) در جامعه را نمیتواند تامین کند، حتی در پاسخ دادن به حقوق دیگر گروههای اجتماعی که فوقا برشمردیم نیز عاجز است.

 

اگر نسخه آقای درویش پور و "سیاست ضد تبعیض" ایشان واقعا سیاست موثری میبود و با تامین حقوق برابر شهروندی حقوق اتنیکی و جمعی در جامعه هم تامین میشد، آنگاه نبایستی در کشورهایی که دمکراسی جاافتاده ایی دارند، مسئله ایی بنام مسئله ملی وجود میداشت. درصورتیکه ابدا چنین نیست و کشور هایی چون انگلیس، اسپانیا، بلژیک، کانادا، فرانسه و... با تمامی دمکراسی های جاافتاده شان، از مسئله ایی بنام مسئله ملی و حقوق اتنیکی ملیتهای ساکن در آن کشورها رهایی نیافته اند. اگر حقوق برابر شهروند حقوق جمعی را هم تامین میکرد، بایستی حقوق برابر زنان با مردان در این کشورها خیلی وقتها پیش حل و فصل شده بود. در صورتیکه همه میدانیم که چنین نیست و زنان حتی در جوامع پیشرفته نیز برای تامین حقوق برابر با مردان راه نسبتا طولانی را در پیش دارند. 

 

اگر بخواهیم از این بخش سخنمان نتیجه بگیرم، باید بگویم که تفکر آقای درویش پور مبنی براینکه تامین "حقوق برابر شهروندی" حقوق تمامی مسائل موجود و بویژه حقوق جمعی را تامین خواهد کرد، نه منطقی است، نه شدن است و نه چنین تجربه ایی وجود دارد. نتیجه رفتاری چنین تفکری تعمیق و استمرار هرچه بیشتر تبعیض هم در عرصه حقوق اتنیکی است و هم استمرار تبعیض در عرصه حقوق زنان، حقوق معلولین، حقوق همجنسگرایان، حقوق اقلیتهای دینی و... به روشنی میتواند دید که "سیاست ضد تبعیض" آقای درویش پور در عمل به ضد خود را عمل میکند. چرا که بر بنیادهای حقوقی و نظری دینامیک و شناخته شده استوار نیست.

 

البته فکر نمیکنم که آقای درویش پور از آنچیزی که من فوقا درباره دوگانگی حقوق شهروندی (فردی) و حقوق اتنیکی (جمعی) توضیح دادم، بی خبر بوده باشند. به نظرم آنچه آقای درویش پور را به این مواضع فکر میکشاند، گرایش به ناسیونالیسم مرکزگرای فارس محور است که با توصل به اینگونه نظریه ها، و به بهای بی حقوق نگداشتن نزدیک به هفتاد درصد جمعیت ایران که به ملیتهای غیرفارس تعلق دارند، دولت متمرکز، تک ملیتی و فارس محور را با لعابی مدرن تر (کراواتی کردن آن) بعد از جمهوری اسلامی نیز ادامه دهند.

2013-03-20

Yunes. shameli@gmail.com

 

تفاوت سیاستهای "تبعیض آمیز" و "دمکراتیک" کدام است؟ (1)

نقدی بر نظرات مهرداد درویش پور در گفتگوی اخیر با ایران امروز

استمرار تبعیض در سیاست زبانی یا حل دمکراتیک آن در ایران

یونس شاملی

سایت "ایران امروز" تحت عنوان "نقش گروه‌های اتنیکی تحت ستم" با آقای مهرداد درویش پور به گفتگو نشسته است. آقای درویش پور در این گفتگو از سیاستی سخن گفته اند و آن سیاست را به مثابه "راه حل دمکراتیک" مسئله ملی و بی حقوق ملیتهای غیرفارس مطرح کرده اند. آقای درویش پور اسم این سیاست را "سیاست ضد تبعیض" می نامند و در گفتگوی مذکور بارها با تکیه بر این سیاست به بررسی مسائل مربوط به خلقهای غیرفارس در ایران میپردازد.

 

من در این سری نوشته ها سعی خواهم کرد ضمن نشان دادن تناقض ها و تبعیض های موجود در تفکرات آقای درویش پور را در قالب تفاوت سیاستهای "تبعیض آمیز" و "دمکراتیک" مورد بررسی قرار دهم.

 

اولین موردی که در این گفتگو بایستی به آن اشاره کنم، نقض "سیاست ضد تبعیض" آقای درویش پور از سوی خود ایشان است و آن "تبعیض زبانی" در تفکر آقای درویش پور است.

 

آقای درویش پور میگوید: " فلسفه‌ حقوق بشر بر برابری شهروندان مستقل از تفاوت‌ها و تمایزات عقیدتی، نژادی، دینی، جنسیتی و... استوار است... مثلا در ایران هنگامی که‌ دین رسمی کشور رسما شیعه‌ اثنا عشری اعلام می‌گردد، بدان معنی است که تبعیض علیه‌ سنی‌ها، گروه‌های دینی دیگر و کسانی که‌ اصلا به‌ دین اعتقاد ندارند، مبنای قانون اساسی ‌ است. این تبعیضات در جمهوری اسلامی در برخی زمینه‌ها - نظیر تبعیض علیه‌ زنان - بیشتر شده‌اند." پایان نقل قول

 

آقای درویش پور در این بخش از گفتگویش با "ایران امروز" از "برابری شهروندان" در فلسفه حقوق بشر سخن به میان آورده و بدرستی از "تبعیض دینی" نسبت به سنی ها (حدود 20% مردم در ایران) و باز به درستی از "تبعیض جنسیتی" علیه زنان (حدود 50% مردم در ایران) سخن به میان آورده است. اما ایشان از "تبعیض زبانی" (حدود 70% مردم در ایران) که تبعیضی وسیعتر از "تبعیض دینی" و حتی وسیعتر از "تبعیض جنسیتی" (تازه بخشی از تبعیض علیه زنان در ایران تبعیض زبانی است) است، سخنی به میان نیاورده است. ایشان بارها در جاهای مختلف تاکید کرده اند که در نظام آموزشی آتی، زبان فارسی باز هم جایگاه تنها زبان رسمی و ارتباطی را بایستی حفظ کند. کسی نیست، از آقای درویش پور سوآل کند که، با کدامین معیار زبان فارسی بایستی همچنان یکته تاز میدان رسمیت سراسری باشد؟ در صورتیکه دربرگیری زبان ترکی، و جمعیت متکلم به این زبان اگر تعدادشان از متکلمین به زبان فارسی بیشتر نباشد کمتر نیست، بایستی از نظر آقای درویش پور به مثابه زبانی "بومی" باقی بماند. آیا جوهر سیاست ضد تبعیضی که آقای درویش پور از آن سخن میگوید همین است؟ در عراق زبان کردی با جمعیت نزدیک به شانزده درصد، یکی از زبانهای رسمی و سراسری عراق است، اما زبان ترکی در ایران با 35 تا 40 درصد متکلمین اش چگونه میتواند زبانی بومی تلقی گردد؟ این در حالیست که پراکندگی متکلمین به زبان ترکی در جغرافیای سیاسی ایران بسیار بیشتر از متکلمین به زبان فارسی است. آیا خود این تفکر که میخواهد موقعیت ویژه ایی برای زبان فارسی قائل شده و آن زبان را به مثابه تنها زبان رسمی و سراسری و ارتباطی تلقی کند و دیگر زبانها را "زبانهای بومی" بنامد، تبعیض آمیز و ضد دمکراتیک نیست؟

 

 اگر ترکیب جمعیت زبانی ایران با کشورهایی مثل سوئیس، عراق، کانادا، افغانستان و یا هندوستان همسان است،سیاست زبانی این کشور نیز بایستی منطبق با سیاست زبانی این کشور ها بوده و ایران نیز به مثابه یک کشور چند زبانه در عرصه حقوقی و زبانی شناخته شود. اگر ایران یک کشور چند زبانه است، چرا و بر چه اساسی سیاست زبانی این کشور بایستی سیاستی منطبق با کشوری تک زبانه باشد!؟ آیا همین متد نگرش، یعنی حق ویژه برای یک زبان و سراسری خواندن آن در یک کشور چند زبانه، جوهری تبعیض آمیز ندارد؟ آقای درویش پور علی رغم موعظه در مورد "سیاست ضد تبعیض"، سیاستی مملو از تبعیض را دربارهء نظام زبانی بعد از جمهوری اسلامی برای مخاطبین اش توصیه میکند.

 

سخن گفتن از "سیاست ضد تبعیض" که آقای درویش پور در این اواخر ظاهرا از آن سخن میگویند، فقط شعار دادن نیست. بلکه ارائه یک آلترناتیو عادلانه در آن زمینه است. تحقیر و تبعیض زبانهای غیرفارسی در ایران زمانی خاتمه می یابد که "اعلامیه  جهانی حقوق زبانی" در مورد تمامی زبانها در ایران به رسمین شناخته شود. اعلامیه جهانی حقوق زبانی، به زبان مادری بعنوان اولین زبان آموزشی کودک تاکید دارد. بنابراین اولین قدم در یک نظام دمکراتیک در ایران، رسمی شدن تمامی زبانهای موجود در ایران و تحصیل و تدریس به زبانهای مادری کودکان در مناطق ملی مختلف (آذربایجان، کردستان، بلوچستان، ترکمن صحرا، الاهواز و... و فارسستان که تحصیل به زبان مادری در آن اینک رسمیت دارد) است. اولویت تحصیلی برای اقلیتهای ملی در مناطق برشمرده فوق نیز با زبان مادری آنهاست. یعنی یک کرد در آذربایجان و یا یک ترک در کردستان و یا یک فارس در آذربایجان و یا یک بلوچ در فارسستان و یا یک فارس در عربستان، تحصیل به زبان مادریش بایستی در اولویت باشد و زبان مادری باید اولین زبان تحصیل در نظام آموزشی باشد.

 

زبان دوم، که امروز هم در نظام آموزشی ایران جایگاه زبان دوم را اشغال میکند، زبان انگلیسی است. جایگاه زبان انگلیسی به مثابه زبان دوم تحصیلی برای تمامی کودکان در کشور و به مثابه زبان ارتباطی، علمی و تجاری جهان بایستی در نظام آموزشی حفظ گردد. درجهء آموزش موثر این زبان بایستی چنان باشد که با اتمام دوره اول دبیرستان در کشور، هر شهروندی در استفاده از این زبان در تحصیل و یا کار مشکلی نداشته باشد.

 

به نظر من انتخاب "یک زبان ارتباطی" در کشور، به دلیل تعداد  جمعیت های هم عرض و متکلم به زبانهای دیگر، نقش مخرب یک زبان ارتباطی که به زبان جانشین زبانهای دیگر تبدیل شده است و برای بازگرداندن احترام به زبانهای موجود در کشور  و برپایی اعتماد متقابل میان متکلمین زبانهای غیرفارسی در ایران، و دلایلی چون اجحاف در حقوق کودکان و...، کاری بسیار نادرست و حتی غیردمکراتیک است. بنابراین آنچه بعد از زبان دوم بایستی مورد بحث و بررسی قرار گیرد انتخاب زبانهای سوم و چهارم (و حتی شاید پنجم) برای استفاده به مثابه زبانهای ارتباطی در کشور است.

 

زبان سوم یا چهارم، به مثابه زبانهای ارتباطی در داخل ایران نباید از بالای سر مردم برای آن انتخاب شود. انتخاب زبان سوم و یا چهارم بایستی از بستر انتخاب مردم بگذرد. انتخاب زبانهای ارتباطی در کشور  در حوزه اختیار دولتهای ایالتی و مناطق ملی موجود در ایران باید باشد. چون انتخاب سراسری در این مورد میتواند در تضاد با اراده و انتخاب ملیتها در مناطق مختلف قرار بگیرد. سیاست انتخاب بایستی چنان تنظیم گردد که خلقهای ایران خود راسا به این انتخاب مهر تایید بزنند. بنابراین هر منطقه ملی و یا دولت ایالتی بایستی رای سیال مردم آن منطقه را به زبانهای ارتباطی سراسری به صندوقهای رای بریزند.

 

پرسش انتخاب زبان و یا زبانهای انتخابی میتواند چنین تنظیم گردد:

آیا از میان زبانهای موجود در ایران کدام زبان و یا زبانها را به عنوان زبان ارتباطی در سراسر کشور انتخاب میکنید؟

 

آلترناتیو (پاسخ) اول: زبانهای موجود در کشور:  زبان بلوچی، زبان ترکی، زبان کردی، زبان فارسی، زبان عربی، زبان ترکمنی و... (تا سه آلترناتیو میتوان انتخاب کرد)

 

آلترناتیو (پاسخ) دوم: هیچکدام.

 

انتخاب آلترناتیو دوم به مثابه انتخاب اکثریت آن منطقه و یا دولت ایالتی، بدان معنی است که آن منطقه یا آن دولت ایالتی "زبان خود آن منطقه و یا دولت ایالتی" را به مثابه زبان ارتباطی با دولت مرکزی برمیگزیند.

 

زبان اختیاری به عنوان یک واحد درسی در نظام آموزشی آلترناتیو دیگریست که هر دانش آموزی غیر از زبان اول (زبان مادری) و زبان دوم (زبان  انگلیسی) و زبان سوم (یکی از زبانهای ارتباط سراسری) زبان چهارمی را نیز در نظام آموزشی بایستی فراگیرد. آموزش این زبان میتواند بعد از دوره دبستان آغاز گردد. اما برقراری چنین واحد درسی در مدارس زمینه های آموزش زبانهای دیگر در کشور را نیز تقویت میکند و ارتباطات درونی در کشور را تقویت مینماید.

 

در این طرح، تن دادن به اراده و انتخاب مردم، یعنی صاحبان اصلی کشور، مد نظر قرار گرفته است، اما انتخاب زبان فارسی به مثابه زبان ارتباطی، بدون انتخاب و رای مردم، چیزی جز اعمال نظر از بالا، چیزی جز حق ویژه قائل شدن، چیزی جز برتر شمردن و اعمال تبعیض و چیزی جز تعارض با احترام متقابل میان خلقهای ساکن در ایران نیست. اگر زبان فارسی چنین محبوبیتی دارد که از سوی مردم انتخاب شود، دلیل حق ویژه قائل شدن به این زبان چه معنی دیگری غیر از تبعیض میتواند داشته باشد؟ عادلانه ترین راه فراهم کردن شرایط برای برگزاری یک رفراندن عادلانه در مورد سیاست زبانی در ایران بعد از جمهوری اسلامی است.

Yunes.shameli@gmail.com

2013-03-19

فارس و تورک ایکی آیری خالق و ایکی آییری سیاسی حرکت دیرلر

یونس شاملی

صادیق بئی تورک، سیزین مدنی دیلده یازدیغینیز مکتوبو آلدیم. من ایلک یازیدا حقیقتا سیزی تانیمیردیم. آمما ایندی دوستلارین واسیطه سی ایله سیزی بیر آز تانییرام و گئچمیشیزی ده بیلیرم. آمما دوغروسو بودور کی سیزی تانیماق و یا تانیماماق، چوخ اؤنم (اهمیت) داشیمیر. اؤنملی اولان سیزین یازیزین تاثیراتی دیر. من گئچن یازیدا سیزه یازینیزین هارالاریندا و هانکی موقع (موضع) توتماغینیزی و بو موقع لرله هانکی مقصدلره خیدمت ائله دیکلرین بیر آز گؤسته رمیشم. سیز او یازیدا، " مئشه ده  چاقال آزئيدی بیری  ده گمی ایله گلدی"، بیر قیسسا و چوخ قاراشمیش تاریخه دایانیرسیز و یازیزین سون بؤلومونده، گینه ده قاراشمیش بیر فورمادا، فدرال دمکرات لاردان آیریلانلری، چاققال اولانلار کیمی قلمه آلیرسیز! البته کی سیزین بو سؤزلرینیز، چوخ آچی دان عجایب و بیر مدنی توخوشا ایوقون دئیلدیر. منده قیسسا جا لازیمی ایضاحاتی گتیردیم.  گؤرورسوز کی سیزین یازینیزین "ایچ اوزو" و "ائشیک تاثیراتی" منیم یازیمدا عکسین گؤسته ردی. یعنی سیزین یازینیز، اودا فارسجا، سیزین دوغرو اولمویان تاریخی تحلیلیزدن گئچه رسک، تخریباتچی بیر یازی ایدی. و البته که منیم رئآکسیاما سبب اولوردو. منیم لاپ یاخین یولداشیم دا اولسایدیز، فرق ائله مه یه جه ایدی. سیز ائله او رئآکسیانی آلاجاق ایدینیز. من دن سورسانیز، سیزین او "فارسجا" یازینیز، نه تورک خالقینین ملی دمکراتیک حرکاتی نین قاباغا گئتمه سینه و نه ده اونون نظری جهت دن درینله شمه سینه و یا حرکاتی ایچینده بیر دوزه نه، کؤمک ائتمه سینه اینانماق اولماز. سیزین او یازینیز نه آزربایجاندا یاشاین اینسانا و نه ده آزربایجاندا یاشایان ایشچی صینیفینا کمک ائتمیردی. بلکه سیزین یازینیز آزربایجانی قارالاماغا و آزربایجاندا ایشچی و یوخسول و فحله لرین داهادا فلاکت ده یاشاماسینا یاردیمچی (کمک چی) اولوردی. چون سیزین او یازی نیزین ان موهوم ایرادی، سؤمورگه چی لیک مفکوره سینین ایران دا دوام ائتمه سینه شرایط یارالدیر و یا موجود اولان شرایطی داها دا یئرلشدیریلمه سینه یاردیمچی اولوردو.

 

فارس فدایی سی یا تورک فدایی سی می؟

یازیرسیز کی: " اولیه کمونیست لری   ایکین جی پیشه وری  و۴۰اینجی ایللر ده  فدایی  لر و انقلاب  دورینده  ینه فدایی لر  و بو دورده ده  بیر فدایی کیمی عرض اندام  ائدیرم "

سیز بوردا گینه ده مسئله له لری قاریشدیرمیسیز. مرحوم پیشه وری نی، 40جی ایللرده کی و سونرا 57نجی ایلرده کی فدایی لرله قاریشدیرمیسیز. پیشه وری آزربایجان کمونیستی، تورک کمونیست، تورک لیدری و آزربایجان دمکراتی فیرقه سی بیر آزربایجان تشکیلاتی و تورک خالقینا عاید بیر تشکیلات دیر و بو پارتیانین یارالتدیغی دئولت آزربایجانا خیدمت ائدن بیر پارتیادیر. آمما هم 40نجی و هم ده 57نجی ایلده کی فدایی لر، باخمییاراق کی اونلارین ایچینده چوخلو تورک اینسان واردیر، آمما او فدایی لر فارس خالقینا عاید بیر تشکیلات و فارسلارین تشکیلاتی دیر. البته همان فدایی لر 57نجی انقلابین دا سونرا آیریلاندان سونرا بؤیوک بؤلومو خمینی نین خیدمتینه اولوبدورلار. اکثریت آدلانان تشکیلات دا بوگون فارس خالقینا عاید بیر تشکیلات دیر. بو و تمام چریک فدایی قوللارینا عاید تشکیلات لار  ایران و گونئی آزربایجاندا تورک خالقی ایله هئچ بیر علاقه (رابطه) سی یوخدور. سیز آدین چکدینیز فدایی لر، اولارین وئردیگی جانلار و زحمتله ره باخمییاراق، تورک خالقینا عاید جانلار و یا زحمتلر یوخ، بلکه ایران و ایرانین فارس دئولت چیلیگین دئیشمک اؤزره چالیشیرلار. ساده جه دئسک، فدایی نین تامام قوللاری فارس خالقینا عاید بیر تشکیلات دیر. آمما آزربایجان دمکرات فیرقه سی آزربایجانا و تورک خالقینا عاید بیر تشکیلات دیر. سیز آزربایجانین فدایی لرینین یولون گئدنلردن اولا بیلرسیز و بودا چوخ یاراشیقلی دیر. آمما سیز فارس خالقی نین سول تشکیلات لارینین (چریک فدایی) بیرینین خیدتمیتده اولسانیز، فارس خالقینا خیدمت ائده رسیز، تورک خالقینا یوخ. چون او تشکیلات فارس خالقینا عاید بیر تشکیلات دیر. سیز "فدایی" لرین باشلانقیجدان بوگونه قدر اوخویون، اوردا نه دیل باخیمیندان که هر زامان فارس دیلی اونلارین رسمی دیلی اولموشدور، هم سیاسی پروقرام باخیمیندان، هم سیاسی رفتار طرزیندن و 57نجی اینقلابدان سونرادا ایرانین بؤتولوگونده چالیشان و فارس سیاسی جریانلاریندا سول قول عاید بیر تشکیلات اولوب و گله جکده ده اولاجاقدیر.

سیز بو تشکیلاتی آزربایجان تشکیلات لاری و تورک خالقینا عاید اولان تشکیلات لاری بیر بیر ایله قاریشدیرمایین. منجه سیزه یاراشان فعالیت، فارس تشکیلات لاری و یا فارسی کمونیست تشکیلات لاری یوخ، بلکه تورک کمونیست تشکیلات لاری و آزربایجاندا فعالیت آپاران سول تشکیلاتلاردا اولماقدیر. یوخسا هئچ فرق ائتمز کی سیز لاتین آمریکادا بیر کمونیست قوروپو ایله چالیشاسیز یوخسا ایران دا فدایی و یا توده ایی و یا کمونیست کارگری ایله. لوطفا بو سؤزه یاخشی جا دوشونن.

 

تریبون درگی سی هانکی تاریخه دایانیر؟

سیز من دن " تریبون  سایتنین  تاریخی  دایاناجاقین" نکته لرین سورموسونوز. البته کی تریبون سایتی نین دایاناجاق نکته لر بیزیم خالقین هم اسکی (قدیمی) تاریخی ده و هم ده یئنی (تازا) تاریخده کی وارلیق و چالیشمالارینا دایانیر. گونئی آزربایجان دا و ایران دا یاشایان تورک خالقینین فعالی اولاراق، خالقیمیزین بوگونکو شرایطین آنالیز ائده رکن، خالقیمیزا روا اولان ان گئنیش ظولم و حتی اونون وارلیغین بئله کؤلگه یه سوروب محو ائتمه یه ساری آپارماق شرایطینده ییک. خالقینیزین وارلیغین محو ائتمه یه آپاران سیاستی گئچن 90 ایلده، ایران فارس ماهیتلی دئولتی اولموشدور. بونا گؤره بوگون گونئی آزربایجان دا یاشایان تورک خالقینا ان اؤنملی اولان مسئله، وارلیغین قوروماق و سیاسی دئولتین گونئی آزربایجاندا یارالتماق دیر. وارلیغیمیزدان مودافعه ائتمک، سیاسی حرکت و میللی مقاومته دایانان بیر نکته دیر. میللی مقاومتین اولماماسی، آزربایجانین ایلک اؤنجه زحمت آداملارین، ایشچی و یا فحله لری و هر حالدا ضعیف صینیف لاری ان گئنش ظولمه معروض قویور. هر شئی دن اول تورک اینسانی نین روحی سارسینتی یا معروض قویور. بونا گؤره بوگون خالقینیزین یئنی تاریخینده آتیلان میللی آتلیملار تریبون سایتی نین دایاناجاق نکته لری دیرلر. ایلک اؤنجه بو یوز ایلده، فرقلی فعالیت و شخصیتلردن گئچرسک، آزربایجانین دمکرات فیرقه سی و اونون اؤنده رلیگینده اولان مرحوم پیشه وری قاباریجیق جا گؤزه چارپیر. اگرسه پهلوی رژیمی فاشیست جه میللی حکومتی سرکوبا معروض قویدو، آمما بو خالقین بالالاری 1990نجی ایللردن، میللی دئمکراتیک مفکوره اساسیندا، یونیورسیته لردن باشلانان حرکات، بابک قالاسیندان گئدن نومایشلره چاتدی و سونرا بیر مرموز سیاست اساسیندا و "تورک لری سوسه ری سایان" کاریکاتورون یایلماسی خالقیمیزین گونئی آزربایجاندا بسلنمیش میللی فیکیر اساسیندا مئیدانا چیخاردی و آسیمیله و فارسلاشدیرماق سیاستی نه قارشی "هارای هارای من تورکم" شعاری ایله او سیاستین قارشیسنا چیخدی. تریبون درگی سی (6 چاپ اولونموش مجله) و سونرا سایت فورماسینا نشر اولان صحیفه سی، خالقیمیزین میللی دئمکراتیک حرکاتی نین ایلک آشامالاریندا فورمالاشمیش و مئدانا چیخمیش و بیلدیگیمیز کیمی و فاکتلارین گؤسته ردیگینه گؤره زامانیندا چوخ گئنیش رول اویانمیشدیر. بو درگی نی من له علیرضا بئی اردبیلی نین ایش بیرلیگی اساسیندا مئیدانا چیخمیش دیر. بو آرادا هم منیم و هم ده علیرضا بئین گئچمیشلری ده سول تمایللو بیر فعالیت اولموشدور.

منیم بوگونکو اینانجیم دا سول تمایلوله دایانیر. من کومونیست دئیرم. آمما دمکراتیک بیر سوسیالیسمه و عدالت پرور بیر حاکمیته و دمکراتیک یوللارلا عدالت چیلیگی و سوسیالیسمی الده ائتمه یه اینانالاردانام. بو تورک خالقینا عاید سولچولوق دور، فارس خالقینا عاید یوخ.

تریبون خالقینیزین میللی دئمکراتیک مباریزه سین دن قایناقلانیب و او موباریزه نین گئنیش لنمه سینده ان مهم رول اوینویان آکتورلاردان بیری اولموشدور. بوگونده البته زامان گئچدیکجه و تجربه لر آرتدیقجا تریبون دا او تجربه اساسیندا عمل ائدیر.

 

فارس مسئله سی یا تورک مسئله سی؟

منه یازیرسیز کی: " سیزین یازی  یا فارس مسئله سی  سیز کلی سرمایه نیزی  اونا  قویوب سیز "

منیم یازیلاریم دا ایندیه قدر "فارس مسئله" سی آدیندا بیر شئی نه یازیلیب و نه ده دئیلیب. منیم یازیلاریمدا "تورک مسئله سی"، "تورک خالقی نین میللی مسئله سی" و یا "آزربایجاندا یاشایان خلقین مسئله سی" و سونوندا "گونئی آزربایجان" مسئله سی دانیشیلیر. من تورک خالقی نین استعماری اسارت دن قورتولوشو اوچون یازیرام. گونئی آزربایجاندا یاشایان اینسانین سعادتی اوچون یازیرام. نئجه کی کوردلر کردستانی آزاد ائتمک اوچون چالیشیرلار، من و منیم کیمی لرده تورک میلتی نه عاید اولاراق گونئی آزربایجان آزاد ائتمک اوچون چالیشیریق. بو چوخ آیدین بیر مسئله دیر.

 

فارسجا یازاق یا تورک جه یازاق؟

سیز آدینیزی "صادق تورک" قویورسوز (البته دوزو بو اولاردی کی "تورک صادیق" یازاردیز) آمما فارسجا یازیرسیز. من فارسجا یازمانی یالنیش بیلمیرم. چون کی بیزیم فیکیرلریمیزی و سیاستلریمیزی هم فارس خالقینا عاید سیاستچی لر بیلمه لی دیرلر و هم ده تورکلر، اؤزوموزونکولر (استعماری بیر دولتین حاکمیتینده یاشاماق لاری اوچون و تورکجه اوخوماغین قاداغین اولماغی اوچون) تورکجه یازیب اوخوماق بیلمه دیکلرینه گؤره فارسجا اوخومالیدیرلار.

 

آمما اساس مسئله بودور کی، بیز تورکجه یازمانی دا هر طورلودور اؤرگشیب، یازماغا باشلایاق. گونئی ده یازیلان تورک قلم لرینین چوخونون ادبی جهت دن ضعف لری واردیر. بونا کوشکو (شک) یوخدور. بونا گؤره الیمیزدن گلنه قدر تورکجه یازمالییق. آمما من بیر سیرا یازیلاری یالنیز تورکجه یازیلماسین توصیه ائده رم. اودا تنقیدچی (انتقای) یازیلاردیر. خالقمیزین و حرکاتیمیزین ایچینده کی تنقید اولان مسئله لر و یا فیکیرلر، تورکجه یازیلمالی دیر. چون کی، تاسفله، فارس مئدیاسی بیزیم خالقیمیزین سیاسی حرکتین ین علیهینه چوخ مسموم تبلیغات آپاریر. بو مسموم تبلیغاتی تغذیه ائله مه مک اوچون، تنقیدچی سؤزلریمیزی، حتی تورکجه میز یاخشی اولماسادا، تورکجه یازمالییق. (بلکه ائله بو مجبوریت بیزیم بیر آز تورکجه یازمامیزی و اونون یاخشی لاشماسیندا یاردیمچی اولدو).

سیزین ده یازدیغینیز متن، تنقیدچی متن ایدی و بو حساب ایله فارسجا یوخ، بلکه تورکجه یازیلمالی ایدی. هله سیز بو یازیدا گینه ده بو طورلو یازیلاری فارسجا یازماسینا دوام ائتمک ایستیرسیز. الله کمک چی میز اولسون!!

بوگون یوزلرجه موضوع و مسئله واردیر کی اونو فارس دیلینده یازماق اولور و او یازیلاردا چوخ مثبت و اولوملودور. سیز تورک دیلینده یازماغا حاضیرلیغینیز یوخدورسا، او موضوعلار حاقیندا فارسجا یازین. آمما سیز دورورسوز، ایلک یازینی تنقیدچی شکیلده و اونودا فارسجا و یازینیزدا تخریباتچی فورمادا مئیدانا چیخاردیرسیز. بیر آز دا اینصافینیز اولسون و خالقیمیزا رحیمیز گلسین.

سایقی ایله

یونس شاملی

____________________

منبع:

عزیز شاملی معلم

اولا بایرامنیزی تبریک دییرم وسیزه بو ینی ایلده سالیق و ایش لرنیز ده اوقور لار  آرزو لاییرام

 ایندی گلیم  بو یازی یا

بو بیر آتالار  مثلی دیر  و منیم  بو یازی نی باش لیق  ایتمه گیم  منی بیر زامان اول لره

یعنی  منیم ظنیم جه ملی  مبارزه میزین   ینی دوری  یعنی ۱۳۷۰ یا ۹۰ اینجی ایلره  آذربایجان نین  بیر  ناسیونالیست لر گروپونا  منسوب  اولان  معلم  اکبر  بیر  ژورنال  چیخاردیب   آدی گونئی اذربایجان   ائیدی  بونی  رادیو  آزادلیق و دیگر  رادیو لار دان  معرفی  ائدیر لر  آذربایجان ین  قوجامان قلم  اوستاسی  مرحوم  آلاو  بو باشلیق دا  بیر مطلب یازییر  و چوخلی  سوزلره  باعث اولور . اکبر معلم  منیم تانی دیقیم یگانه  شخص دیر  کی  اونین واسطه سی ایله  بیر چوخ  فعال لار  ادبیات و موسیقی  ساحه سینده  ایندی  یئرلری وار  و هم چنین  یگانه شخص دییر کی  آذربایجان  بورژواسی نین قزه بنه  معروض  قالدی  .  من بو بو یازی دا  تحلیل ورمه میشم  بلکه منیم نه کیمی  جایگاه  دان  دانیشرام  بیزیم  قهرمانی میز  اصغر عرب  هریسی  نین دیلی ایله  بهروز  دولت  آبادی  بیر  ترانه اوخوموشدی   پدر بزرگم  برده بود  پدرم سرف  من هم  کارگرم - پدر بزرگم برخاست  به صلیب ش کشیدند  پدرم جنگید  زیر گیوتین کشتند  من ده بو نوع ایله  یوز ایلیک تاریخی  مبارزه میز ده  هاردان  گلیرم  ینی بیر  آذربایجان  اولیه کمونیست لری   ایکین جی پیشه وری  و۴۰اینجی ایللر ده  فدایی  لر و انقلاب  دورینده  ینه فدایی لر  و بو دورده ده  بیر فدایی کیمی عرض اندام  ائدیرم  چوخ شاد اولام که  سیز ده  تریبون  سایتنین  تاریخی  دایاناجاقین  توضیح  وره سیز  تا بلکه  بو  دیالوگ  مدنی شکیل ده بیر یئره قدر  دوام تاپا  .منیم فکریم جه  آذربایجان  شرقین  بیراینجی  یئرلریندن  دییر کی مناسبات  بورژواری اوردا حاکم  اولوب  اونا گوره ده  مبارزه میزین  بو دایاناجاق دا  صنفی   یعنی طبقاتی  ایرلیق لارین  هئچ کس دانماقا  قادیر  دئیل  بلکه  چالیشاق  کیم اوز یرین نه جور تعریف ائدیر    اوزی بیل سین  گلدی  سیزین یازی  یا فارس مسئله سی  سیز کلی سرمایه نیزی  اونا  قویوب سیز  آیا من ایله نه قدر  راضی اولا بیلرسن  ایران  یوخ  قوزی  آذربایجان دا باکی خانف  و سورا خانف  قصبه سی  اوزلرین کیم تانیدیر لار   و تاریخی نقطه نطر دن  دیل لری نه دییر  ودیگر  ایرادلارین باره ده من ایسترم فارسی یازام  تا بلکه  آیری لارینا دا  بو سوال لار  قاباقا گله  بیر ده کی  سینیق سالخاق  یازی  لاری میزدا   ائله المنن  بو قدر گلیر  بلکه  گئدیکجه    اوره نم  اما سیزده چوخ امین  اولمایین  سیزین ده یازنی  بیر معلم  باخسا غلطی  آز دییل

هله لیک بو قدر  اصیل  جوابنیزی  سعی  ائدرم سنیق سالخاق دا  اولسا  فارسی جا  دیه جگم  بلکه امریکا دا باشا دوش سون

ساق اولون

RSS 2.0